|
ناگفته ها و حواشی متافیزیک
یادداشتهایی از محمد حسینیان از متافیزیک وحواشی آن
|
مدتی هست که مد شده هی تند و تند آسیب شناسی راه میاندازند و یک مکتب یا یک شخص یا یک متد را سیبل میکنند و هر چیز را خواستند بارش میکنند بدون دانستن اینکه طرف مقابل چه حرف حسابی داره نتیجه هم که از قبل مشخص هست چون کسی که یک طرفه بره پیش قاضی حتما راضی برمیگرده. اما چرا این روش درست نیست و چرا با این همه آسیب شناسی وضع روز به روز بدتر میشه؟ 1-برای آسیب شناسی به مطالعه بین رشته ای نیاز است و بزرگوارانی که از درون با چیزی آشنا نیستند نمیتوانند نقد درستی داشته باشند. 2-قبل از شروع بررسی نتیجه گیری شده و به واسطه اینکه از اول نتیجه مشخص است تمام آسیب شناسی خودش آسیب می شود. 3-تا وقتی همه خود را متفکر می دانند(نه اینکه متفکر هستند) و از فکر و اندیشه متخصصان بهره نمی برند انتظار بیشتری را هم نمی توان داشت. 4-تفکر حرف فقط حرف من و لا غیر و همه یا هیچ و صفر و یکی خودش بزرگترین آسیب یک آسیب شناسی است. توضیح واضحات: این به معنی تایید مکاتب التقاطی و انحرافی و جریانات منحرف باطن گرا نیست بلکه فقط نقری برای روشهای پرداختن به این گونه جریانات است. و در پایان: از آقای رائفی پور برای انجام یک مناظره کوچک دعوت میکنم . [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:34 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
زمانی که در سال ۸۶ وبلاگ آنتی ریکی تاسیس شد بنا را بر اطلاع رسانی و کشف حقیقت گذاشتیم که متاسفانه آن موقع هیچ کس یاری نکرد و تازه بعضی بزرگواران که حرفی هم برای زدن نداشتند شروع کردند به اراجیف بار ما کردن(حمل بر خود ستایی نشه ولی اینم نتیجه جلوتر بودن از زمان).
حالا که ما بی خیال روشنگری و بی خیال ریکی و لاجرم بی خیال این وبلاگ شدیم ملت سر افتادند که ریکی ال هست و بل هست و جیمبل است. به همه این دوستان و بزرگواران و عزیزان زیارت قبول رسیدن به خیر و خسته نباشید میگویم و برای همه و منجمله خودم طلب عاقبت به خیری میکنم. و امیدوارم که با رفتارهای عجیب و غریب و بعضا افراطی باعث ایجاد بت جدیدی به نام ریکی نشوند. ضمنا از همه بزرگوارانی که در زمینه عرفانهای کاذب فعالیت دارن مخصوصا جناب رائفی پور در خواست مناظره رودر رو دارم. [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:59 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
واعظي پرسيد از فرزند خويش هيچ ميداني مسلماني به چيست
صدق و بي آزاري و خدمت به خلق
هم عبادت هم كليد معنويست
گفت از اين معيار اندر شهر ما
يك مسلمان هست آنهم ارمني است [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 17:4 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
سال نو مبارک!
این جمله ایست که این رورها زیاد اونو میشنویم. ولی مگر چه اتفاقی ممکن است بین چند لحظه بیافتد که سال کهنه را نو کنه و ناگهان از انتهای یک سال کهنه وارد یک سال نو بشیم و این قدر هم این واقعه مهم باشه که به دیدن هم بریم و سعی کنیم همه چیزمونو نو کنیم؟
[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 10:25 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
سلام این مطلب را از روز نامه یو اس ای تودی انتخاب کردم ولی متاسفانه فرصت نشد ترجمه اش کنم.البته در اولین فرصت این کارو انجام میدم. People unconsciously make life choices that resemble their names or initials, according to research on the "name-letter effect."
Your name made you do it, albeit unconsciously, suggests new research that finds your name can negatively undermine your goals.
Psychologists in marketing at Yale and the University of California, San Diego studying the unconscious influence of names say a preference for our own names and initials — the "name-letter effect" — can have some negative consequences.
Students whose names begin with C or D get lower grades than those whose names begin with A or B; major league baseball players whose first or last names began with K (the strikeout-signifying letter) are significantly more likely to strike out, according to the report published in the December issue of Psychological Science.
"We found that our own-name liking sabotages success for people whose initials match negative performance labels," the report says.
Assistant professors Leif Nelson of UCSD and Joseph Simmons of Yale conducted five studies over five years (including one lab experiment) using information from thousands of individuals: 6,398 baseball players (377 had K as either a first or last initial); 15,000 MBA students; 294 undergraduate students; 170 law schools with more than 390,000 lawyers; and 284 participants in their laboratory experiment.
"The conscious process is baseball players want to get a hit and students want to get A's," Nelson says. "So if you get a change in performance consistent with the name-letter effect, it clearly shows there must be some unconscious desire operating in the other direction."
The researchers' work supports a series of studies published since 2002 that have found the "name-letter effect" causes people to make life choices based on names that resemble their own. Those studies by Brett Pelham, an associate professor of psychology at SUNY University at Buffalo, have found that people are disproportionately likely to live in states or cities resembling their names, have careers that resemble their names and even marry those whose surnames begin with the same letter as their own.
"If this is an unconscious preference, it suggests we don't really have free will about certain important decisions," Pelham says. "We don't really make those decisions for the reasons we thought we did."
The twist, Pelham says, is that he has believed the name-letter effect would apply only to positive outcomes. Nelson and Simmons, he says, are "showing it applies more so to negative things than positive things."
In the first study of baseball players, Nelson and Simmons pored over 93 years of statistics for players who had at least 100 plate appearances. The second study looked at 15 years of grades for MBA students, but they did not use F because not all schools use that designation.
The study did find that those with initials of A or B don't perform any better, though. Another study of law school admissions found lesser-rated schools had a smaller proportion of lawyers with name initials A and B. The lab experiment used an anagram test that confirmed the previous studies.
The researchers say the effect is definitely more than coincidence but is small nevertheless.
"I know plenty of Chrises and Davids who have done very well in school," Simmons says.
[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 18:54 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
بعضی زمانها خاصیتهایی دارند که زمانهای دیگر ندارند.این گونه که فرصتی بی بازگشت چون ابر ها را در اختیار میگذارند و می روند.
تنها زمانی میشود از این اوقات بهره برد که چند شرط از پیش مهیا شده باشد: ۱-شناخت زمانها البته بعضی از اآنها دقیقا یا تقریبا معرفی شده اند مثل شبهای قدرـروز عرفهـایام البیض واعیاد بزرگ مثل فطر و قربان و غدیرو........ ۲-آمادگی داشتن و مهیا بودن حتی برای دریافت خاسته ها و رسیدن به آرزوها هم نیاز به آماده بودن است.اولین گام هم شناخت اهداف و خواست های واقعی و سپس پذیرنده بودن نسبت به آنهاست. ۳-بهره برداری یعنی اینکه از آن زمان و فرصت استفاده کنیم و با عمل به دستورالعملهای وارده و راهنمایی های اساتید فن حداکثر بهره را ببریم. ۴-سپاسگزاری که شاید بتوان آنرا مهمترین تکنیک در علوم باطنی نامید. وآخر اینکه همیشه به یاد داشته باشیم: هر مرادی را به همت میتوان تسخیر کرد [ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 19:38 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
لطفا هر کسی جواب این سوال را می داند برای اطلاع من و بقیه به ما هم بگه:
کدامیک از این علوم مربوط به متافیزیک هستند: مردم شناسی< P> روانشناسی روان نژندی [ دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ] [ 14:9 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
کوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد. رفت که دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا کولهام از خدا پر نشود بر نخواهم گشت. نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود.مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن؛ و درخت زیر لب گفت: ولی تلخ تر آن است که بروی و بی رهاورد برگردی
[ جمعه سوم دی 1389 ] [ 10:17 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
تا کنون بیشتر مباحث مطرح شده به بزرگوارانی مربوط میشد که در وادی متافیزیک به درفشانی مشغولند اما مساله ای که تا کنون مسکوت مانده است علل گرایش افراد و جذب آنان به مسایل ماورایی است.
کشف و روشن سازی این علتها میتواند ریشه حضور برخی از استادهای دروغین و فاقد صلاحیتهای اخلاقی-علمی-معرفتی و فنی با همه معایب و دردسرهایش نمایان سازد. به طور کل و در ۱ طبقه بندی کلی میتوان انگیزه های زیر را برای کشیده شدن افراد به سمت علوم باطنی به این صورت برشمرد: ۱-میل به دانستن مجهولات ۲-کسب قدرت ۳-رفع مشکلات وگرفتاریها ۴-خودنمایی ۵-کسب پذیرش اجتماعی ۶-همرنگی ۷-لذت بردن از عجایب ۸-شرکت در برنامه های گروهی ۹-مشکلات روحی و روانی و شخصیتی ۱۰-جستجوی حقیقت 11-میل به متفاوت بودن این مبحث ادامه دارد............
[ پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 ] [ 8:51 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
پرسیدن عیب نیست:ندانستن عیب است.
ندانستن عیب نیست -یاد نگرفتن عیب است. یاد نگرفتن عیب نیست-دنبال یادگیری نبودن عیب است. دنبال یاد گیری نبودن عیب نیست-خود را علیرغم بی سوادی و ندانستن و دنبال یادگیری نبودن و یاد نگرفتن و.............. استاد دانستن عیب است. ((ضمنا موارد زیر نیز شامل موارد بالا می باشد: استاد متافیزیک نبودن عیب نیست:اطلاعات غلط به مردم دادن عیب است. مسلمان نبودن عیب نیست: کفر فرنگ و جهل هندو را به اسم اسلام و متافیزیک اسلامی به خورد مردم دادن عیب است. سایت نداشتن عیب نیست: مجموعه ای از غلط های املایی و انشایی و فنی را در وب و جلوی چشم جهانیان گذاشتن عیب است. کم بودن صفحات سایت عیب نیست:با مطالب با ربط و بی ربط و درست و غلط و فله ای سایت را پر کردن عیب است. کتاب ننوشتن عیب نیست:خزعبلات نوشتن عیب است. نفس نکشیدن عیب نیست: هوا را هدر دادن عیب است.)) [ پنجشنبه یکم بهمن 1388 ] [ 9:32 ] [ محمد حسینیان ]
[ ]
|